##درحسرت دیدار تو ##
تنهاترین تنها منم
بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو تو بی وفا بودی ولی اون که برات میمرد منم تا زنده ام دوستت دارم اینه کلام آخرم من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بزارم تو سردی خاطره ها بگم که دوستت ندارم دلم میخواد همین یه بار اشکامو پنهون نکنم باور کنی تو رو میخوام غربتو زندونی کنم بیام به شهر خاطرات غرق بشم توی نگات دیوونه وار فدات بشم بمیرم من واسه چشات بمیرم من واسه چشات اما هنوز فاصلمون دوره و دست من جداست این روزا عـــــــادت همــــه رفـــتنو دل شکستــــنه شــــب و سکــــــــــوت و تنهــــــــــــايـي آه کـه ايــن خــــواب چقــــــدر شيـــــريـن اسـت شايد فراموشت شدم شايد دلت تنگه برام برام هیچ حسی شیبه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهانم کافیه همین که کنارت نفس می کشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جست و جوی منی تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی مرا از این عذاب رها نمی کنی کنارمی، به من نگاه نمی کنی تمام قلب تو به من نمی رسه همین که فکرمی، برای من بسه ... از این عادت با تو بودن هنوز ببین لحظه لحظه کنارت خوشه همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم، منو می کشه یه وقتایی ان قدر حالم بده که می پرسم از هر کسی حالتو یه روزایی که حس می کنم پشت من همه شهر می گرده دنبال تو مرا از این عذاب رها نمی کنی کنارمی، به من نگاه نمی کنی تمام قلب تو به من نمی رسه همین که فکرمی، برای من بسه نگاهت را نمی خوانم بگو تنها چه میگویی؟؟ ز رویای غریب من در این دنیا چه میجویی؟؟ نگاهی کردی و رفتی ندانستم چه ها کردی ندانستی که دل بردی؛ مرا از من جدا کردی به امید سالی خوب و پرازعشق برای شما عزیزان بخواب آروم که امشب من تو رو میبوسمو میرم بخواب آروم که با فردا سفر داری ولی بی من بذار فردا که نیستم من منو راحت فراموش کن من امشب از دلت میرم اگرچه بی کسم تنها خداحافظ غم شیرینم......... کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و مرا از این عذاب رها می کردی ، ای کاش تمام احساسم را می دانستی ، کاش می دانستی ، ای کاش می دانستی .. اگر می دانستی چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی و تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد .. اگر می دانستی چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی اگر می دانستی چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم ، ای کاش می دانستی .. As Days Go By My Feelings Get Stronger , To Be In Your Arms I Can’t Wait Any More , Look Into My Eyes And You Will See That It’s True . Day And Knight My Thought Are Of You روزها میگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قویتر میکند ، بیشتر از این نمی توانم صبر کنم ، توی چشمهای من نگاه کن ، خواهی دید که حقیقت داره ، روز و شب به فکر تو هستم . . . دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که می دانی صدای غربت تن را از احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی؟ تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند به خون آغشته ای ای دل،عجب امشب پریشانی! همواره قلب بیمارم به یاد تو شود روشن چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی غم نگاه آخرت
تو لحظه خدافظی گریه بی وقفه من تو اون روزهای کاغذی قول داده بودیم ما بهم که تن ندیم به روزگار چه بی دوام بود قول ما جدا شدیم آخر کار تو حسرت نبودنت من با خیالت هم خوشم با رفتنم از این دیار آرزوهام می کشم کوله بارم پر حسرت تو دلم یه دنیا درده مثل آواره ای تنها تو خیابونی که سرده تو خیالت به سرم میزنه گریم میگره آروم آروم دل تنگم داره بی تو می میره گل مغروره قشنگم من فراموشت نکردم بی تو اینجارو نمی خوام میرمو بر نمی گردم عزیزای من ولنتاین را بهتون تبریک می گم تو رو دیدم نفسم بند اومد دل من یکدفعه یک حالی شد من به چشمای خودم شک کردم نمی شه حتی بگم رویا نیست ............. من هنوزم به چشمام شک دارم ............... از جلوی چشمانم دور نشو پیش از تو خیلی دوستت دارم تنها برای من طلوع کن امشب گفتم بیایی می خوام تورو ببینم برای آخرین بار کنار تو بشینم دلم می خواد که امشب بگیرمت در آغوش فردای بی تو بودن امشب بشه فراموش! بهت بگم که عشقت تو قلب من می مونه یه مرد دل شکسته برای تو می خونه بذار نگات کنم باز این آخرین دیداره خداحافظ عزیزم جز این نمونده چاره امشب شب منو توست شبی که بی نظیره دلم می خواد که خورشید پشت کوهها بمیره ای کاش تو سینه ی من این آخرین نفس بود برای با تو بودن عطر تن تو بس بود از پنجره نگاه کن خورشید شبو سوزونده برای با تو بودن وقتی باقی نمونده گریه نکن عزیزم گریه تو دوست ندارم می خوام که با خنده هات تورو به یاد بیارم بذار نگات کنم باز این آخرین دیداره خداحافظ عزیزم جز این نمونده چاره بذار نگات کنم باز این آخرین دیداره خداحافظ عزیزم جز این نمونده چاره بذار نگات کنم باز این آخرین دیداره خداحافظ عزیزم جز این نمونده چاره بذار نگات کنم باز این آخرین دیداره خداحافظ عزیزم جز این نمونده چاره خداحافظ عزیزم! خداحافظ از این دوری طولانی سلام سلام به بروبچه های گل خودم همه خوبیند ............................... من اومدم .................. ببخشید دیر اومدم ............................ دلم برای همتون تنگ شده بود ، عذرخواهی می کنم از اینکه جواب پیام ها را ندادم ولی بی معرفت نیستم پیشتون میام .............بوووووووووووووس به نام او که آفریننده آسمانها و زمین است ای نام تو بهترین غزلها آغوش تو تو بهترین بغلها هرکس که تو را ازمن بگیرد شب تب کند و سحر بمیرد سلام ...... حال همگی خوبه ........چه خبرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟......... ماهم بی خبرنیستیم ...... شکرخدا ......... روزگارتون بروقف مراده .......خداروشکر ............... یه وداع .............. یه لحظه فقط بامن باش .................. اومدم بگم .......................... می خوام برم ............... ولی نه برای همیشه ........... پیشتون میام بیوفا نیستم ......... به خاطر کنکور و یه سری مشکلات شخصی ومشکلات زندگی , زیاد نمی تونم سربزنم ولی پیشتون میام شماها بهترین دوستای من هستید توی لحظه های سخت کنارم بود باهم دیگه دردودل می کردیم و من آروم می شدم ......... وبم خلوتی بود برای کنارشما بودنم .............برایم مهم نبود پسرید یا دختر مهم این بود یه قلبی آروم و پرازاحساس دارید و عاشق خدایید .................. ما کنارهم نبودیم ولی هم دیگه را حس می کردیم .................... ********الان به چی فکر می کنی ******************* وقتی یه گوشه ای با خدا خلوت کرید یادتون نره دعا کنید همه را دعا کنید که دعاتون مستجاب شه وقتی گوشه ای ازچشمتون پرازاشک شد *********اشکی که به خار معشوق حقیقی (خدا) باشه ***********اونوقت هرچی توی دلتون بهش بگید آروم می شید *******من بهتون قول می دم ***** من فراموشتون نمی کنم ......................پس فراموشم نکنید همتون را دوست می دارم .....................میام پیشتون ..............اگه دیرشد ببخشید .......... برام دعا کنید موفق بشم و همه ازم راضی باشم نگاهتون به آسمان باشد درپناه حق ........................ برای همیشه شکست را چشیدم شکستم و تمام شدم به آخر خط رسیدم خطی که نه برایم آغاز خوبی داشت و نه انتهایی که مرا به مقصد برساند تمام زندگیم خیال و پوچ بی سر انجام بود تمام زندگیم قصه ی به کوچه بن بست بود و بس کوچه ای که از آن خاطرات را چشیده بودم خاطراتی که تمام هستی و نیستیم در آن خاتمه یافته بود و من به همین سادگی خورد شدم و خاطراتم از هم پاشید بند بند وجودم زیر بار سنگین زندگی از هم گسست و کسی نبود که فریاد خاموشم را از لابه لای آواره ای سکوتم نگاهم بفهمد هیچ کس نبود ....! فقط، فقط من بودم با هق هق گریه هایم که مهمان لحظه های تنهایی هایم شده سو ختم و تمام شدم ...! اما خاکسترم باقی ماند تا به بودم و نبودنم تظاهر کند اما هیچ کسی نخواست که نگاه هایم را بفهمد و از میان گفته هایم راز ناگفته هاین را بخواند. هیچ کس درکم نکرد سکوت بر روانم حکم فرمایی میکرد،سکوت تا بی نهایت سکوتی به اندازه ی یه عمر که تار و پود وجودم را می شکافت حالا همین سکوت آزارم میدهد و همین درد ناگفته هایم خودش را به بغض تلخ سپرده تا در غربت لحظه هایم اشک بریزم و جار زنم سوختم کسی هست نجاتم دهد از این بن بست ها افسوس که به جز خاموشی و سکوت همدمی ندارم من از زندگی بریدم و زندگی از من میگذرم از کوچه ی خاطره ها افسوس که همین خاطره ها هم مرا نمی شناسند برای همیشه شکست را چشیدم شکستم و تمام شدم به آخر خط رسیدم خطی که نه برایم آغاز خوبی داشت و نه انتهایی که مرا به مقصد برساند تمام زندگیم خیال و پوچ بی سر انجام بود تمام زندگیم قصه ی به کوچه بن بست بود و بس کوچه ای که از آن خاطرات را چشیده بودم خاطراتی که تمام هستی و نیستیم در آن خاتمه یافته بود و من به همین سادگی خورد شدم و خاطراتم از هم پاشید بند بند وجودم زیر بار سنگین زندگی از هم گسست و کسی نبود که فریاد خاموشم را از لابه لای آواره ای سکوتم نگاهم بفهمد هیچ کس نبود ....! فقط، فقط من بودم با هق هق گریه هایم که مهمان لحظه های تنهایی هایم شده سو ختم و تمام شدم ...! اما خاکسترم باقی ماند تا به بودم و نبودنم تظاهر کند اما هیچ کسی نخواست که نگاه هایم را بفهمد و از میان گفته هایم راز ناگفته هاین را بخواند. هیچ کس درکم نکرد سکوت بر روانم حکم فرمایی میکرد،سکوت تا بی نهایت سکوتی به اندازه ی یه عمر که تار و پود وجودم را می شکافت حالا همین سکوت آزارم میدهد و همین درد ناگفته هایم خودش را به بغض تلخ سپرده تا در غربت لحظه هایم اشک بریزم و جار زنم سوختم کسی هست نجاتم دهد از این بن بست ها افسوس که به جز خاموشی و سکوت همدمی ندارم من از زندگی بریدم و زندگی از من میگذرم از کوچه ی خاطره ها افسوس که همین خاطره ها هم مرا نمی شناسند پشت پنجره اتاقم نشسته بودم...گیتاری در دست داشتم واسه دلتنگی خودم می زدم ...ظهربود ودل آسمون گرفته بود مثل من...ازپنجره نگاهی به آسمون انداختم...چقدر هوس قدم زدن به بیرون روکرده بودم...آخه آسمونی رو که با ابر تاریک شده رو دوست دارم.برام خیلی دوست داشتنیه...چون...چون منوبه یاد تو و به یاد خاطراتت میندازه...ازخونه زدم بیرون...سرم رو به آسمون بردم و رفتم توی فکر.توی افکارخاطراتم غرق شده بودم که ناگاه اشکهای آسمون روی صورتم چکید...همیشه هر وفت که بارون میومدچترم رو می بستم و دیوانه وار زیر بارون می رقصیدم...این بار دیگه خبری از رقص و شادی نبود...صورتم رو زیر بارون گرفتم...توی اشک ریختن با آسمون همدرد شدم...بارون توی خاطراتم امروزم با روزهای دیگه فرق می کنه...چون...چون... امروز که بارون بارید در کنار تو نبودم...اشک ریختم و با حسرت یادت را دردلم کردم...از همون کودکی وقتی بارون میومد میرفتم زیر آسمون خدا...چشامو می بستم...دستاموبلند می کردم و با بغض دعا می کردم...برای تو...برای خودم...دیگه برای من و تو...برای اینه که هوای ابری و بارونی برام دوست داشتنیه...کودک بودم که مامانم بهم گفته بود که وقت بارون دعا مستجاب میشه.....الان هم که دارم مینویسم داره بارون میاد...بارون خیلی ها رو یاد خاطراتشون یاد عشقشون می اندازه اما من همه خاطره ها رو دارم ...وقت بارون همه با قطرات بارون تبسم میزنند...اما من...من سکوت میکنم و فقط اشک میریزم و با آسمون همراه میشم تا اون تنها نمونه.... می بودی اینجا تا دستامو توی دستانت گره میزدم می بودی تابغض های سنگینم رو،رو شونه هات خالی میکردم حال که نیستی این بهترین بهونه ای است واسه اشک ریختنم کــــــــاش مـــــــی بـــــــودی تا اشکهام از شوق دیدارت سرازیر میشد خنده بر لبانم نقش می بست کاش می بودی و دستای گرمت مرهم تموم دلتنگی هام می شد کاش می بودی تا سر بر روی شانهای مهربانت می نهادم.... و تمام دردها و غصه هاو دلتنگی هامو به گوشت می رسوندم... عزیزم موقع خداحافظی به سینه ام فشردمت اشک از چشمانم جاری شد دست خدا سپردمت نازنیتم دست من نبود جدایی دست قانون بود. ببخش عزیزم اگه یه موقع آزردمت. بهت گفته بودم میرم و هم سفر پرستو ها میشم و بر میگردم اما منو ببخش که هنوزم برنگشتم. اون روز اشکات رو از چشات میخوندم اما منو ببخش.هنوزم من همون که بودم گفته بودی تو هم از این جدایی غمگینی اما ببخش اون موقع درکت نکردم. عزیزم غمگین تر از همیشه به انتظار نشسته ام و پنجره امید رو گشوده ام... پ.ن:گفته بودی فردا پشت همین پنجره ی انتظاری که من نشستم غنچه ای میروید.کسی می آید روشنی می آرد بر وجود نیم سوخته ام دیریست که من پشت همین پنجره ها منتظرم می بینم که اینجاحتی ردپایی هم نیست. نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم از خدا میخوام دوباره تورو ببینم رو به روم تموم اشکام هدیه ی نبودنت کنار من نیستی دارم دق می کنم نیستی دارم می پوسم روز نيمهي شعبان روز ميلاد باسعادت امام زمان حضرت حجة ابن الحسن العسكري عجل تعالي فرجه الشريف است و بسيار شايسته است زيارت آن حضرت و دعا كردن بر فرج آن حضرت و درخواست از خداوند براي تعجيل در ظهور آن بزرگوار چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی اگه فاصلـــه افتاده اگه من با خودم سردم تو کاری با دلم کردی که فکــرشم نمی کردم چه آسون دل بریدی از دلــی که پای تو گیــره که از این بدترم باشی واسه تو نفسـش میره نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه تو رو دستِ خودش دادم که از حـالم خبــر داره تا از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره تو امـید مـنی امـا داری از دسـت مـن مـیری با دسـتهای خودت داری هـمه هسـتیمو میگیری دعـا کردم تو روبـازم با چـشمی که نـخوابـیده مگه مـیذاره دلتـنگی مـگه گـریه امـون مـیده مریـضـم کـرده تنـهایی ببـین حـالم پریـشونه من اونقدر اشـک مـیریزم کـه برگردی به این خـونه حسـابش رفته از دسـتم شبـایی رو کـه بـیدارم شـاید از گـریه خوابـم بـرد درهـارو باز مـیذارم این قدر بغضم رو پنهون کردم از تو چته گریه می کنی دل شکسته باز دوباره کی پر و بالتو بسته یه چشت اشک یه چشت خون دلکم ای دل داغون این همه سوختیو ساختی بس نبود ؟؟؟؟؟؟ همه دنیا رو شناختی بس نبود؟؟؟؟؟ این همه تو این قمار زندگی همه زندگیتو باختی بس نبود؟؟؟؟؟ چته گریه می کنی دل اسیرم خودم انتقامتو ازش می گیرم باز دوباره سادگی کردی گذاشتی باز بره یا هنوز منتظری عمرتو پشت پنجره یه چشت اشک یه چشت خون دلکم ای دل داغون الهی برات بمیرم دلکم ای دل داغون چته گریه می کنی دل اسیرم خودم انتقامتو ازش می گیرم امشب شب آرزوهاست بهترین را برایتان آرزومندم دستانتان رو به آسمان باشد خدایا................................................................................. آسون به دست نیومدی که آسون از دستت بدم هرجایه این دنیا بری بدون که به دنبالت میام وقتی ستاره های ما، شبا میاد تو آسمون وقتی ستاره های ما، شبا میاد تو آسمون تنها یک تنها می داند که تنهایی تنها درد یک تنها نیست چقدر سخته !!!! خسته ام ........ دلم می خواهد بروم از اینجا بروم به جایی دور که کسی آنجانباشد من زخم خورده ام دیگر چه بگویم که بدانید کیستم رهگذری خسته از همه .........آه ای دل خسته ی من دارم از غصه می میرم خدا ، کاری بکن این بار که دستای ضریفشرو ... تو دستام حس کنم یکبار خدا ... کاری بکن این بار خدای ، مهربون من زبونم ، بند اومد ... ای وای ، کجا رفت ، همزبون من !؟ خدا کاری بکن مُردم خدا... اونم دلش تنگه ! اگه می گه، مهم نیستم ! باحسش ، داره می جنگه ! اگه میگه تو فکرم نیست ! می خواد ، بیشتر پیشش باشم ! درسته ... اون ولم کرده ! دلیل اشک چشماشم ! خدا... کاری بکن اون رفت ! ازت می خوام که برگرده ... این بار، قدرش رو می دونم ! اگر چه ، اون ولم کرده ! خدا ... بگو که برگرده ... برگرده ! . خدا ... کاری بکن ، زودباش خدا ... ... اون دیگه تنها نیست ! خدا ، بهش بگو مُردم ... چرا عین خیالش نیست !؟ خدای ، مهربون من دلت میاد ، که تنهاشم ؟ بره عشقم ...! تک و تنهام ... تاکی ، دلواپسش باشم !؟ خدا ... کاری بکن ، زودباش خدا .. صبرم همین قد بود ! بگو : حرفاشو بخشیدم بگو : گنجایشم ، کم بود ! بکو : تقصیر من بوده ! بگو : حق داره ، می دونم ! بگو : به فکر جبرانه ! بگو : قدرش رو می دونم بگو : دیگه عرورش مُرد ! می خوام پیش تو برگرده بگو : سختی این، روزا بود اون رو، ازراه به در کرده ! خجالت می کشم از اون بگو :چیزی نگه اونم ! خدا... پادر میونی کن ! شاید از من خوشش اومد ...! به نظرتون برمی گرده؟؟؟؟؟؟؟ ........................................... به خدا دارم میمیرم روزها می گذشت... باز مثل همیشه نشسته بود و به یه نقطه ی دور توی جاده خیره شده بود.... چهره اش سرد بود و ساکت.... و اندوه دورش حلقه زده بود.... ... باید باور میکرد اون رفته بود...برای همیشه.... این شعر تقدیم به دبیران گرامی شمع شدی شعله شدی سوختی تا هنرت را به من آموختی حیف که ما هیچی نیاموختیم سلام به همه ی بروبچه های گل خوبیند خوشیند امروز برعکس روزهای دیگه می خواهم خاطره ی اردمون را برایتان بنویسم پنجشنبه بود که با دوستان عزیزم رفتیم قم و جمکران خیلی خوش گذاشت من و دوستانم که توی اتوبوس می رقصیدم از اصفهان تا قم ۵ ساعت طول کشید خیلی خسته شده بودم بعد از زیارت در قم به جمکران رفتیم با بچه ها تا صبح بیدار بودیم ساعت ۳ شب بود که قرار گذاشتیم بریم بازار . تا در خروج رفتیم خادمه نزاشت بیریم بیرون قبلش دبیرمون گفت اینجا نا امنه ماهم تصمیم گرفتیم یک جورایی فرار کنیم البته موفق شدیم وقتی بیرون بودم من گفتم الله اکبر چقدر پسر اینجاست دختر هم بود ولی کم توی سطح شهر انتظامات بود ما اونجا ایستاده بودیم و یک گروه پسر اونجا / من خیلی ترسیده بودم اونها بدنگاه می کردند و من و دوستانم گفتیم دست هایمون را می گیریم و می ریم اونجا خیلی بد بود به خدا حال ندارم همه اش را بنویسم وقتی داشتیم می رفتیم یک خانوم جلوی ما رو گرفت و گفت شما اینجا چکار می کنید ماهم که داشتیم سکته می کردیم برگشتیم مسجد / وقتی وارد مسجد شدم خیلی گریه کردم آخه خیلی وحشتناک بود دیروزهم کاشان بودیم وای اونجا خیلی باحال بود ما با دوتا پسرتوریست ایتالیایی آشنا شدیم درحمام فین داشتیم نگاه می کردیم یکجای اونجا خیلی باریک بود من هم به شوخی گفتم یاالله بعد توریستیه گفت Hi خیلی جالب بود ما که به انگلیسی تا حدودی وارد بودیم البته خیلی سخت باهاشون حرف زدیم حتی عکس هم گرفتیم مکانش عکس بالاست توریستیه خیلی زود پسرخاله شد وقتی باهاش عکس گرفتم گفتم اگه این عکس را بابام ببینه اون هم قشنگ نزدیک من بود من هم گفتو برو عقب واقعا اونها خیلی پرو بودند دستش را می خواست بزار روی شانه ام من هم جاخالی دادم بعد هم اون می خندید آخرکار برای خداحافظی یک ماچ برایم فرستاد از خجالت مردم آخه توریستیه ایران را با ایتالیا اشتباه گرفته بود من هم حساس / عذاب وجدان گرفته بودم بعد از باغ فین رفتیم نطنز اونجا هم خوش گذشت جای همتون خالی بود البته گفتنی زیاده ولی می دونم خسته شدید بالاخره جوانی است و یک دنیا خاطره خداحافظ گل نازم ،کاشکی مهربون نبودی اگه غیر این ِ ، عشقم چرا چشمات خیس آبه عاشقونه باورم کن ،یا ازم بخواه بمونم تو اصلا بگو ببینم ، چرا ساکتی،نمیری توی لحظه های رفتن ، سرتو بزار رو شونم یه کاری بکن که دیگه ، حرف رفتنم نیارم هی تو چشام نگاه کن،که منم اشکی بریزم خداحافظ شکست من حالا که تموم شد

درد تـمــام عــــــاشقـا پـــای کـســـــــی نشستــــــنه
این روزا مشـــق بچه ها یه صفـحـــه آشفتگیــــــــه
گــــــردای روی آیـــنـــه فقط غـــــــــــــم زندگیـــه
این روزا درد عـــاشـقــــــــا فقط غـــــــــم نــدیـدنه
مشکـــــــــل بی ستــــاره ها یه کم ستــاره چیدنــــه
این روزا کــــار گلــــدـــــونا از شبنمی تــــر شدنه
آرزوی شـقـــایقــا یه کـم کبـــــــــوتــــر شــــــــدنه
این روزا آسمونمون پــــــر از شکسـته بــــالیــــــه
جای نگاه عـــاشـــــــقت باز توی خــــــونه خــالیه
این روزا کـــار آدمــــــا دلای پـــــــــاک رو بردنه
بعدش اونو گــــــرفتنو به دیگـــــری ســــــــــپردنه
این روزا کـــــار آدمـــــــــا تو انتــــظار گـــذاشتنه
ســـــاده ترین بهونـــــــشون از هم خبـــــر نداشتنه
این روزا سهـــــــم عــاشقــــا غصــــه و بی وفائیه
جــــــــرم تمومشــــــون فقط لــــــــذت آشنــائیـــــه
این روزا چشمــــــــــای همه غـرق نیــاز و شبنمه
رو گونه هر عـــــــــاشقی چند قطـره بــارون غمه
این روزا قصــه ها همش قصه دل سوزوندنـــــــه
خــلاصـه حـــــــرف همه پــــــس زدن و نموندنه

تنهـــــايـي و مــــن و يــــک خــــواب رويــــايـي
مــــن و تـــــــــو در کنــــار هـــم
تــــو در آغــــوش مـــن
و مـــن غـــــرق در احسـاســـاتـم
سکــــوت سهــــم ايــن لحظـــه هـاي عــاشقــانـــه اسـت
چشمــــانم خيــــره بـه چشمـــان تـــــوست
ديـــدن چشــــم هـاي زيبـــايت
آرامــش مــن در ايــن لحظــــه هـاي عــاشقــانـــه است
مـــات و مبهــــوت دستـــــانت را مـي فشـــارم
تــــو مــرا مـي بــــوسـي
مــــن تـــــو را در آغـــــوشم مـي فشـــارم
ســر بــر روي شــانــه هـاي تــــــو مـي گـذارم
سکـــــوت را با صــــداي تــــرانــه اشــــکهـايـم مـي شکنـــــم
تــــو گــــوش مـي کنــي و بـا مــن هــم تــــرانـــه مـي شـــوي
تـــرانـــه ي مــا در هــــواي عشـــــق مـي پيچــــد
عشـــــق بـا تــــرانـــه ي مــا مـي رقصـــد
و مــا بـا رقـــص عشــــــق
مـي رقصيــــم مـي چـــرخيــم غــــلت مـي خــــوريـــم
تــــو آرميــــده اي و مــن بــر بـالاي ســرت خميــــده ام
از دسـت هـاي تــــــو
تـا مـــو هـاي بلنــــد من کـه بـر روي صــورتت ريختــــه است
چقـــــدر فــاصلــــــه اسـت
فـاصلــــه درد مــــن اسـت
فـاصلــــه سهـــــم دل تنـــــــــگ مــن اسـت
دسـت هـاي تـــو بـر روي تــن مــــن مـي چــــرخـد
و مـــن آرام آرام
لمـــس دستـــان تــــو را روي تنــــم حــــس کــــردم
لمـــس دستـــان تـــــو
حــــس يـــک حــادثــــه ي شيــــريـن اسـت
حـادثـــه رويــــايـي ست
کـه مـــن در خـــواب خـــودم مـي بينـــم
خــــواب مـــــن يـــک خــــواب اسـت


شايد بيداري مثل من به فکر اون خاطره ها
شايد تو هم شب که ميشه ميري به سمت جاد ه ها
بگو تو هم خسته شدي مثل من از فاصله ها
با هرقدم برداشتنت فاصله بينمون نشست
لحظه اي که بستي در رو شنيدي قلب من شکست
يادت ميياد که من کيم همون که ميميره برات
هموني که دل نداره برگي بيافته سر راهت
نميتونم دورت کنم لحظه اي از تو روياهام
تو مثل خالکوبي شدي تو تک تک خاطره هام
از کي داري تو دور ميشي؟ از من که مي ميرم برات
از مني که دل ندارم برگي بيافته سر راهت
بگو من از کي بگيرم حتي يه بار سراغتو
دارم حسودي ميکنم به آينه ي اتاق تو
کاش جاي اون آينه بودم هر روز تو رو ميديدمت
اگر که بالشت بودم هرلحظه ميبوسيدمت 










یباره دیگه قبل خواب صدای قلبمو گوش کن
فراموش کن.........
یکم دیگه تحمل کن منو با همه غمهام
حالا که راضیی میرم
اگه اینجوری خوشحالی خداحافظ غم شیرینم
من امشب از دلت میرم اگرچه بی کسم تنها
یکم دیگه تحمل کن منو با همه غمهام
حالا که راضیی میرم
اگه اینجوری خوشحالی خداحافظ غم شیرینم
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی ..



اگر که جدا شوی
شراره های آتش دلتنگیم برافروخته خواهند شد
و من در شعله های خویش خواهم سوخت و از بین خواهم رفت
من همچون کولی آواره ای در روزگار سرگردانی ها پرسه می زدم
و بعد از تو تنها چیزی که در حال به دست آورن آن هستم رنج و غم جدایی ناشی از دوری توست
و به خاطر عشقت
آنچنان شکیبایی از خود نشان می دهم که غیر قابل بیان است
از پیش چشمانم نرو
در کنار من بمان
ای عشق من , من را از پیش خود نران



منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی
زیر بارون تنهایی
منو ببر به اون حالت
همون حرفا، همون ساعت
به اندوهِ غروبی که...
به دلشوره ی خوبی که...
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم











عکساتو من یکی یکی بر می دارم میبوسم
پیرهن یادگاریتو هر شب دارم بو می کنم
برای برگشتن تو به آسمون رو می کنم
قسم به اشک حسرتم فقط همینه آرزوم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم
نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من
وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو
دلم می خواد باز ببینم چشمای مهربونتو
عکساتو من دونه دونه بر می دارم میبوسم
یه عالمه گل میارم همه رو پرپر می کنم
هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر می کنم

![]()
اللهم عجل لولیک الفرج
چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی![]()
خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی![]()
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه![]()
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی



اگر چه دلخوری از خیلی حرف هام
به قرآنی که از سایش گذشتم
به مرگ هر دو تامون خیلی تنهام
نگو می بینمت یه روز دیگه
آخه احساس من اینو نمی گه
خداحافظ همیشه بهتر از من
همیشه یا که هر جا سرتر از من
تو چشمات بهترین بودم تو دنیا
نمی دیدی اگر چه کمتر از من
خداحافظ که رفتم بی بهونه
از این خونه دلم بدجوری خونه
به جای سر به روی شونه ی من
تو یادم خاطرات تو می مونه
تو یادم خاطرات تو می مونه
اگه کوه طلا واست بیاره
اگه دنیا رو زیر پات بذاره
بازم دستای خالیم ، خوب می دونم
که هیشکی قد من دوست نداره
گلت خشک شد ولی هرگز نمرده
زمان بوی تو رو از خونه برده
دلم خوش بود میای یه شب تو خوابم
ولی چند ماهه که خوابم نبرده
داری می ری ولی پیشت می مونم
واست هیچی نبودم خوب می دونم
از اون روزی که تو رفتی ، مریضم
قدیما یادمه می رفتی جایی
همیشه یه خدا حافظ می گفتی
چقدر آسون شدم باهات غریبه
بازم پشت سرم چیزی شنفتی
الان داغی ، نمی فهمی چی می گی
مدیونی اگه یادم بیفتی

.

تورو به دست هیچکسی حتی خدا من نمیدم
برای داشتنت منم به حرفو فرمونت بدم
میام فدای تو میشم خودم به قربونت میرم
نیست کسی جز من بتونه عاشق و رامت بمونه
این همه دیوونگی هام بزار به یادت بمونه
وقتی ستاره های ما، شبا میاد تو آسمون
نمیزارم ستاره ای بیاد بشینه بینمون
وقتی ستاره های ما، شبا میاد تو آسمون
نمیزارم ستاره ای بیاد بشینه بینمون
واسه رسیدنه به تو از همه کاری برمیام
خیال نکن میزارمت بری ازم دل بکنی
تا به همیشه دارمت تا به ابد مال منی
نمیزارم ستاره ای بیاد بشینه بینمون
نمیزارم ستاره ای بیاد بشینه بینمون








میدونم سخت جدایی ،آخه عادت کرده بودی
بعد من خودم می دونم ،سخت زندگیت ،خرابه
چرا چشمات خیس آبه ،سرتو بزار رو شونم
چرا شونه هات می لرزه ، مگه سردته گل من
اگه میگی خوب خوبی ، چرا خیس ِ جلوی من!
مگه تو نخواستی از من ،قول موندنو بگیری
می خوام دل بکنم از تو ،یه کاری بکن نتونم
بزار اشکاتم بباره ، که حسابی کم بیارم
هی ازم بخوای بمونم ،حس خوبیه عزیزم
به یاد اولین دیدار

تو هم داری میری مبادا که دست کسی رو بگیری
درست تو چه وقتی پر از اشکم امامیخندم به سختی گلوم رو رها کن تو ای هق هق من میمردم برا اون
نبود عاشق من مبادا که عشقم تو قلبش بمیره میترسم که دست کسی رو بگیره
بگین کاری این بار ازم بر نیومد بگین که مردم یا صبرم سر اومد بگین باز بیادو به قلبم بشینه بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه....تو احساس من را چه راحت ربودی اگر من شکستم مقصر تو بودی
مگه من رو در حد مردن ندیدی؟تو دلخور نبودیچرا دلبریدی؟دلم روزو شب رو تو تنهایی سر کرد
بگید که تموم دعاهاش اثر کردبگین اونا دست خدامون سپردممقصر نبودم ولی پاشو خوردم
که خیلی وقته که صبرم سر اومد
بگین کاری کرده که دادم در اومد
بگین خیس اشکه همه تارو پودم
بگین تا بدونه
مقصر نبودم


















